هفت «فرعون» که طولانیترین دورههای پادشاهی در مصر باستان را داشتند
فرعونهای مصر همزمان چندین نقش داشتند. آنها پادشاه، فرمانده عالی نظامی، عالیترین مقام مذهبی و مسئول اجرای عدالت و حفظ نظم اجتماعی بودند. همچنین وظیفه داشتند «ماعت»، یعنی مفهوم عدالت، نظم و تعادل کیهانی را حفظ کنند.
مورخان و مصرشناسان تاریخ مصر باستان را معمولاً به سه دوره بزرگ تقسیم میکنند: پادشاهی کهن، حدود ۲۶۸۶ تا ۲۱۸۱ پیش از میلاد؛ پادشاهی میانه، حدود ۲۰۵۵ تا ۱۶۵۰ پیش از میلاد؛ و پادشاهی نو، حدود ۱۵۵۰ تا ۱۰۷۰ پیش از میلاد. این سه دوره زمانهایی بودند که مصر تحت حکومت مرکزی قدرتمندی قرار داشت، هرچند میان آنها دورههای کوتاهی از آشفتگی و چندپارگی سیاسی نیز وجود داشت.
پپی دوم

بر اساس منابع باستانی، پپی دوم در کودکی به تخت نشست و حدود ۲۲۷۸ تا ۲۱۸۴ پیش از میلاد، یعنی نزدیک به ۹۴ سال حکومت کرد. بسیاری از پژوهشگران امروزی این مدت را با احتیاط میپذیرند، زیرا طول عمر انسانها در مصر باستان پایین بود و مرگومیر کودکان نیز بسیار زیاد بود. البته کسانی که از دوران کودکی عبور میکردند، میتوانستند تا دهه چهارم و پنجم زندگی یا حتی بیشتر زنده بمانند.
پپی دوم در سالهای پایانی پادشاهی کهن حکومت میکرد؛ دورهای که سرانجام به فروپاشی حکومت مرکزی انجامید. با این حال، بیشتر مورخان فروپاشی پادشاهی کهن را مستقیماً به طولانی بودن حکومت او نسبت نمیدهند. گفته میشود او چندین وارث احتمالی را پشت سر گذاشت و همین مسئله ممکن است جانشینی را پیچیده کرده باشد.
پایان پادشاهی کهن معمولاً با عواملی مانند کاهش طغیانهای نیل و افزایش قدرت نومارکها یعنی فرمانداران محلی توضیح داده میشود. این فرمانداران به تدریج قدرت بیشتری به دست آوردند و آن را به فرزندان خود منتقل کردند.
رامسس دوم

رامسس دوم، مشهور به رامسس بزرگ، حدود ۶۶ سال در دودمان نوزدهم پادشاهی نو حکومت کرد. بخش مهمی از سالهای نخست حکومت او صرف حفظ نفوذ مصر در سوریه و سرزمین شام شد.
شهرت نظامی رامسس پس از نبرد قادش با امپراتوری هیتی افزایش یافت. او پیروزی خود را در این نبرد به شکلی گسترده در کتیبهها و بناهای یادبود تبلیغ کرد، هرچند نتیجه واقعی نبرد بسیار پیچیدهتر از روایت رسمی مصر بود. پس از آن، مصر و هیتی یکی از قدیمیترین پیمانهای صلح بینالمللی شناختهشده را منعقد کردند. رامسس برای تحکیم روابط دیپلماتیک با خاندان سلطنتی هیتی نیز با شاهدختهای هیتی ازدواج کرد.
او برنامه گستردهای برای ساختوساز در سراسر مصر به اجرا گذاشت. از جمله آثار مهم دوره او میتوان به رامسئوم، مجموعه عظیم معابد ابوسمبل و پایتخت جدیدی به نام پیرعمسس اشاره کرد. نام و تصاویر رامسس بر بناهایی از لبنان امروزی در شمال تا سودان در جنوب دیده میشد. رامسس دوم چنان طولانی حکومت کرد که مرنپتاح، جانشین او، هنگام رسیدن به قدرت خود مردی سالخورده بود.
تحوتمس سوم

تحوتمس سوم در حدود سال ۱۴۷۹ پیش از میلاد، در کودکی به مقام فرعون رسید، اما عمه و نامادریاش، حتشپسوت، ابتدا نایبالسلطنه او بود و سپس خود عنوان فرعون را به دست گرفت و حدود ۲۰ سال بهعنوان فرمانروای ارشد و شریک سلطنتی حکومت کرد.
پس از مرگ حتشپسوت، تحوتمس سوم حدود ۳۳ سال بهتنهایی حکومت کرد و به یکی از قدرتمندترین فرماندهان نظامی مصر تبدیل شد. پیروزی او در نبرد مجدو و لشکرکشیهای متعدد به سوریه، فلسطین و نوبیه، نفوذ مصر را در منطقه گسترش داد.
او از فرمانروایان مهم دودمان هجدهم پادشاهی نو بود و پروژههای ساختمانی عظیمی را نیز به اجرا گذاشت، بهویژه در مجموعه معابد کارناک. هرچند بخش قابل توجهی از دوره سلطنت او با حکومت حتشپسوت همزمان بود، تحوتمس سوم سرانجام جایگاه مستقلی برای خود بهعنوان یک فرمانروای قدرتمند و فاتح نظامی ایجاد کرد.
پسامتیک اول

پس از پایان پادشاهی نو، مصر وارد دورهای شد که به دوره متأخر شهرت دارد. در آغاز این دوره، در سال ۶۶۴ پیش از میلاد، پسامتیک اول در یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ مصر به قدرت رسید.
پیش از او فرمانروایان کوشی بر مصر و نوبیه حکومت میکردند و برای سالها قدرت را در دست داشتند. اما امپراتوری آشور به مصر حمله کرد و حکومت کوشیان را شکست داد. آشوریان برای تقویت حکومت محلی مصر از قدرت گرفتن پسامتیک حمایت کردند، هرچند او تا حدود سال ۶۵۶ پیش از میلاد نتوانست کنترل کامل جنوب مصر را دوباره به دست آورد.
پس از سالها سلطه خارجی، ساختار سیاسی و نظامی مصر بهشدت تضعیف شده بود. پسامتیک برای بازگرداندن اقتدار حکومت از نیروهای مزدور یونانی، کاریایی و فنیقی استفاده کرد.
او همچنین به بازرگانان یونانی اجازه داد در شهرهای دلتای نیل فعالیت کنند. این سیاست به گسترش روابط تجاری و تبادل فرهنگی میان مصر و جهان یونانی کمک کرد.
آمنهوتپ سوم

آمنهوتپ سوم از فرمانروایان دودمان هجدهم در پادشاهی نو بود. برخلاف برخی فرمانروایان نظامی پیش از خود، حکومت او بیشتر بر دیپلماسی و روابط خارجی استوار بود تا فتوحات نظامی.
او امپراتوریای را به ارث برد که از شمال تا سوریه و از جنوب تا نوبیه امتداد داشت. دوران حکومت آمنهوتپ سوم عمدتاً دورهای صلحآمیز بود و مصر در این زمان به اوج ثروت، شکوه معماری و شکوفایی هنری خود رسید.
مصر در دوره او روابط گستردهای با قدرتهایی مانند بابل، میتانی و هیتی داشت و از طریق مبادله هدایا، مکاتبات دیپلماتیک و ازدواجهای سلطنتی این روابط را تقویت میکرد.
آمنهوتپ سوم همچنین پروژههای ساختمانی عظیمی را در معبد الاقصر و معبد تدفینی بزرگ خود در تبس اجرا کرد. تندیسهای عظیم معروف به «تندیسهای ممنون» نیز از آثار دوره او هستند.
او پدر آخناتون و احتمالاً پدربزرگ توتعنخآمون بود. آخناتون پس از او اصلاحات مذهبی گستردهای را آغاز کرد و آتون ایزد خورشید را در جایگاهی برتر از دیگر خدایان مصر قرار داد. او همچنین پایتخت را به شهر جدید آختاتون منتقل کرد. پس از مرگش، این اصلاحات مذهبی کنار گذاشته شد و پایتخت جدید نیز متروک شد.
سنوسرت اول

سنوسرت اول از فرعونهای دودمان دوازدهم بود و حدود سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۱۷ پیش از میلاد حکومت کرد. پدر او، آمنهوتپ اول، دودمان دوازدهم را در آغاز پادشاهی میانه، پس از دوره نخستین میانی، بنیان گذاشته بود.
سنوسرت وارث حکومتی بود که دوباره در حال ایجاد یک ساختار مرکزی قدرتمند بود. او با حمایت از ساخت معابد و مراکز مذهبی جدید در سراسر کشور، به تقویت اقتدار سلطنتی کمک کرد.
سنوسرت اول همچنین لشکرکشیهایی به نوبیه انجام داد و دسترسی مصر به منابعی مانند طلا، مسیرهای تجاری و دیگر مواد ارزشمند را تثبیت کرد.
او مجموعه هرمی خود را در لیشت، در نزدیکی هرم پدرش، ساخت. احتمال وجود دورهای از حکومت مشترک میان سنوسرت و پدرش مطرح شده است، هرچند درباره جزئیات آن میان پژوهشگران اتفاق نظر وجود ندارد.
آمنمهات سوم

آمنمهات سوم در اوج قدرت دودمان دوازدهم، حدود سالهای ۱۸۵۹ تا ۱۸۱۳ پیش از میلاد، حکومت کرد. پیش از او آمنمهات اول، سنوسرت اول و جانشینانشان پادشاهی میانه را به یک قدرت مرکزی ثروتمند و نیرومند تبدیل کرده بودند.
آمنمهات سوم و فرمانروایان پیش از او پروژههای گسترده مدیریت آب را در منطقه فیوم، فرورفتگی طبیعی بزرگی در غرب دره نیل، اجرا کردند. این اقدامات به توسعه آبیاری و گسترش سکونتگاهها در منطقه کمک کرد.
او همچنین بر عملیات گسترده استخراج معدن و سنگبری در صحرای شرقی و شبهجزیره سینا نظارت داشت و از این طریق سنگها و مواد معدنی ارزشمند مورد نیاز برای ساخت بناهای سلطنتی و تولید اشیای تجملی را تأمین میکرد.
آمنمهات سوم به ساخت یک هرم اکتفا نکرد و دو هرم برای خود ساخت. یکی در دهشور قرار داشت، اما آرامگاه نهایی او در هَوّاره ساخته شد. مجموعه هَوّاره چنان گسترده و پیچیده بود که نویسندگان یونانی دورههای بعد آن را «هزارتو» نامیدند.